تبليغاتX
همراز
عید قربان مبارک 
ابراهيم ...

پيامبري که همه بت ها را جز يکي شکست، يک بت ازلي و ابدي، اين بت، تنها بت حقيقي عالم است، بتي که قابل شکستن نيست.
هنوز صداي فرويختن دل بت ها مي آيد از تبر ابراهيم، آنچنانکه هزاران سال ديگر هم نميتوان خرد و ريز بت ها را از صحن بشريت پاک کرد.
دل براي فزند آدم به منزله کعبه است، در دل هر آدمي بايد ابراهيمي ظهور کند، ابراهيم واکسن بت هاي باطني است، اگر ميکرب ضعبف شده بت پرستي را در همان کودکي تزريق کنيم هرگز به فلج توحيد دچار نخواهيم شد.
ابراهيم را بايد وريدي استعمال کرد. ابراهيم وريدي، عضلات توحيدي را تقويت مي کند، آنوقت بازوي ابراهيم زده مي تواند در خيبر را هم از جا بکند، بلکه با استفاده از برق منطقه اي کائنات جلو غوب خورشيد را هم بگيرد.
انسان طوري تعبيه شده است که از چهار طرف با خدا مواجه شود، بر خلاف حيوانات که تنها با آنتن غريزه، صداي خداوند را مي شنوند، انسان ميلياردها کانال براي مشاهده سريال آفرينش دارد، گويي هزاران چشم زنبور را در دل آدمي کار گذاشته اند، انسان يک دايناسور فلسفي است.




ابراهيم کاري کرد که صداي خداوند، بي پارازيت شيطان در باند آدميان به گوش آيد، موج کوتاه فلسفه، موج بلند عرفان.
من که وقتي راه مي روم خش خش بت هايم مي آيد، من که بت پرستي هزارقبله ام، انگار آذر بت تراش، مرا تراشيده است، سبحان الله، يک عابد و صد معبود، بت پرستي، مثل طاووس است، مثلا بعضي ها تبر را مي پرستند. بت پرست ها بعد از حضرت ابراهيم ناچار شدند، بت هاي خود را به شکل تبر عرضه کنند.
تبر را نمي توان با هيچ تبري شکست، تبر را تنها ابراهيم مي تواند بشکند، حالا کار بشريت به جايي رسيده است که بايد ابراهيم بيايد و تبرها را بشکند. اکنون بعضي ها تبر ابراهيم را مي پرستند، ابراهيم تبرها کجاست؟، روزي ابراهيم تبرها خواهد آمد براي شکستن ابراهيم پرستان، تبر را بايد ابراهيماند وگرنه ابراهيم را خواهد تبراند.

 


... و اكنون ، ابراهيمي ، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده‌اي .
اسماعيل توكيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ شغلت؟ پولت؟ خانه‌ات؟ باغت؟ اتومبيلت؟ خانواده‌ات؟ علمت؟ درجه‌ات؟ هنرت؟ روحانيتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانيت؟ زيبايي‌ات؟ و ...
من چه مي‌دانم؟ اين را بايد خود بداني و خدايت. من فقط مي‌توانم نشاني‌هايش را به تو بدهم، آنچه تو را در راه ايمان ضعيف مي‌كند، آنچه تو را در راه مسئوليت به ترديد مي افكند،آنچه دلبستگي‌اش نمي‌گذارد تا پيام حق را بشنوي و حقيقت را اعتراف كني، آنچه تو را به توجيه و تاويل‌هاي مصلحت‌جويانه و ... به فرار مي‌كشاند و عشق به او كور و كرت مي‌كند و بالاخره آنچه براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل تو است! اسماعيل تو ممكن است يك شخص باشد يا يك شيئي، يا حالت، يا يك وضع، و يا حتي يك نقطه ضعف! تو خود آن را هر كه هست و هر چه هست بايد به مني آوري و براي قرباني انتخاب كني. چه: ذبح گوسفند به جاي اسماعيل قرباني است، و ذبح گوسفند به جاي گوسفند قصابي !!!

اي حاج، اكنون به كجا ميروي؟ به خانه؟ به زندگي؟ دنيا؟ رفتن از حج، آنچنان كه آمده بودي؟ هرگز. اي كه نقش ابراهيم را در اين صحنه ايفا كردي! هنرمند خوب در شخصيتي كه نقش او را بازي مي‌كند حل مي‌شود و اگر خوب بازي كرده باشد، كار صحنه پايان مي‌گيرد و كار او پايان نمي‌گيرد. هنرمنداني بوده‌اند كه از نقشي كه ايفا كرده‌اند ديگر بيرون نيامده‌اند و بر آن مرده‌اند. و تو اي كه نقش ابراهيم را بر عهده داشتي، نه به بازي كه به عبادت، به عشق، از نقش ابراهيم به نقش خويش رجعت مكن، خانه مردم را ترك مكن و دوباره پا در گليم خويش مكش. اي كه در مقام ابراهيم ايستاده‌اي و بر پاي ابراهيم به پا خاسته‌اي و به دست خداي ابراهيم دست بيعت داده‌اي، و به سرزمين ايمان و بر فرش خدا به مهماني پا نهاده‌اي و در گرداب عشق فرو رفتي و خود را در خلق طائف نفي كردي و در كوهستان‌هاي حيرت و آتش به جستجوي آب تلاش كردي و آنگاه از مكه، يكسره در عرفات هبوط كردي و از آنجا، منزل به منزل به سوي خدا رجعت كردي و با «آگاهي» (در پرتو روشني آ‏فتاب عرفات)، و «خودآگاهي» (به روشني پاك شعور حرام)، به جمع سلاح پرداختي، و هماهنگ زمان و همگام با جمع از مرز مني گذشتي و سرزمين عشق و ايمان را از حكومت ابليس‌ها رها كردي، و در پايان كار گوسفندي را ذبح كردي! ابراهيم‌وار زندگي كن و در عصر خويش معمار كعبه ايمان باش ...

 


عید تان مبارک
|+|
نوشته شده توسط Malihe Rahimi در یکشنبه دهم دی 1385 و ساعت 2:49 PM
بهداشت روان 

اضطراب چيست ؟

چگونه مي توان با اضطراب مقابله كرد؟

|+|
نوشته شده توسط Malihe Rahimi در جمعه هشتم دی 1385 و ساعت 5:26 PM
>
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">

New Page 2

This free script provided by webloger site

Name:

Phone:

Email:

Subject:

Message: